تبلیغات
انجمن مردم‏شناسی دانشگاه آزاد - آجیل مشکل گشا – بررسی ریشه‏های تاریخی و کارکردی
انجمن مردم‏شناسی دانشگاه آزاد
( واحد تهران مرکز)

آرشیو

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

آجیل مشکل گشا – بررسی ریشه‏های تاریخی و کارکردی

تاریحچه‏ی نذر کردن و نذری دادن:
    از مطالعات انسان‏شناختی استنباط می‏شود كه نذورات و زیارت اماكن مقدس از دیرپا، بنیادین و کهن‏ترین صور رفتارو تجربه‏های دینی فرهنگ‏ها و جامعه‏ها بوده‏است . انسان کرومانیون که پیشرفته تر از گونه‏های قبلی بوده و از جمجمه‏ی بزرگتری هم برخوردار بود علاوه بر رفتارهای انسان‏های نئاندرتال، شروع به نقاشی کردن روی دیوارهای  غاری که در آن زندگی می‏کرد نمود و نیز روی ابزار خودش خط وشکلی کشید و خیال کرد که این شکل‏ها درشکار و جنگ کمکی به او می‏کند. او شکل حیوان مورد نظر خود، که آرزوی شکارش را داشت بر دیواره‏های غار نقاشی می‏کرد. یکی از دلایلی که برای این عمل انسان‏های نخستین حدس می‏زنند این است که اعتقاد آنان این بود که با این کار در شکار خود موفق خواهند شد. شاید بتوان این عمل را ابتدایی ترین صورت نذر و قربانی کردن در نظر گرفت. اعتقاد به این که سرنوشت انسان در دست خدایان است و انگیزه‏ی خشنودی خدایان و دفع شر و بلایای طبیعی از مهمترین دلایل نذورات و قربانی ها بوده است.

     همه تجربه‏های دینی به طریقی با زیارت و اعمال زایرانه جمعیت‏های متدین درپیچیده‏اند . به دیگر سخن، دینی را بدون زیارت و اعمال و آداب آن و نذر و نیاز سراغ نداشته و نمی شناسیم . از زمان پیدایش ادیان و معابد و پرستشگاه‏ها و زیارتگاه‏ها در روی زمین ، موضوع نذر و نیاز و زیارت نیز وجود داشته است ، زیرا امور معابد و زیارتگاه‏ها معمولاً از طریق هدایا و نذورات پیروان آن ادیان و معابد و یا از محل درآمد اراضی موقوفه‏ای بوده كه وقف یا نذر بر آن معبد یا پرستشگاه یا زیارتگاه می‏شده است و روحانیون مخصوصی تصدی انجام این امور را به عهده داشته‏اند . 
  این امر اتفاقی نیست كه زنده ، غنی ، معنوی و فعال‏ترین محوطه‏ها و مكان‏ها در گذشته زیارتگاه‏ها بوده‏اند . معماری ، هنر ، ادبیات و آداب زیارت و اهدای نذور را بی ‏غراق می‏توان از گرانمایه‏ترین ذخایر معنوی و میراث جمعیت‏های زایر دانست . ثروتی را كه در گذشته زایران از طریق اهدای نذرها برای زیارتگاه‏ها هزینه می‏كرده‏اند با توجه به امكانات محدود مادی و تنگناهای معیشتی ، شگفت‏آور بوده است .  


       در ایران باستان نیز نذر و وقف ، ریشه‏ای دیرینه دارد و از زمان ورود آریاها به فلات ایران و هندوستان ، نذورات و موقوفات معابد و زیارتگاه‏ها وجود داشته‏است.در كتاب "ریگ ودا"ی هندوها و "اوستا "، از نذر و نیاز صحبت شده است. یكی از سنت‏های پسندیده مردم كه پیرو آیین یكتاپرستی دین رزتشت بوده‏اند ، نیكی و نیكوكاری و كمك به همنوع و اهدای نذرها به معابد و اماكن زیارتی بوده‏است . زرتشتیان این عمل نیك را از جمله وظایف ملی و مذهبی آیین خود می دانسته و به آن عمل می‏كردند . دین زرتشت با توجه به نمونه‏هایی كه در كتاب مقدس « اوستا » به آنها اشاره شده ، به موضوع نذر و نیاز ، چه برای اهورا مزدا ( خدای یكتا ) و چه برای انجام مراسم مذهبی در آتشكده‏ها و اهدا به آن جا و یا پیشكش نمودن به همنوعان پرداخته شده‏است . هم اكنون نیز هموطنان زرتشتی ما در كرمان و یزد ، نذورات و موقوفاتی دارند كه نذر و وقف برگهنبار شده و همه ساله درآمد آنها در محل صرف نیات نذر كننده و واقف می‏شود. 

  این نذرها در طول تاریخ  و در میان مذاهب گوناگون اشکال مختلفی داشتند. از قربانی‏های انسانی و حیوانی گرفته تا پختن غذاهای نذری، سفره های نذری و آجیل‏ها ی نذری.

   یکی از انواع نذری‏های رایج در ایران که ریشه‏ای تاریخی و باستانی دارد آجیل مشکل‏گشا است که به دلیل ارزان بودن و ساده بودن تهیه آن بین عامه مردم رواج فراوانی دارد.

تعریف آجیل و آجیل مشکل گشا:
    آجیل به مخلوطی از خشکبار گفته می‌شود که بنا بر سلایق و مدل‌های گوناگون، ترکیبات آن فرق می‌کند. آجیل‌ها انواع بسیار گوناگونی دارند که نمی‌توان برای تمامی آنها اسم انتخاب کرد. برخی اسامی هم که برای آجیل‌ها انتخاب می‌شود از دو شیوه نام گذاری پیروی می‌کند: * شیوه اول که نام آجیل را بر اساس کاربرد آن انتخاب می‌کند. (برای مثال آجیل مشکل گشا). شیوه دوم نام آجیل را بر اساس ترکیبات و اجزای آن انتخاب می‌کند. (مانند آجیل شور، آجیل شیرین، آجیل چهار مغز)

    گستره موادی که در آجیل‌های گوناگون به کار می‌رود بسیار زیاد است، اما به طور کلی می‌توان از اقلام زیر به عنوان ارکان اصلی تشکیل دهنده آجیل نام برد: پسته، فندق، تخمه آفتابگردان، تخمه کدو، تخمه ژاپنی، بادام زمینی، بادام، بادام هندی، گردو، نقل، کشمش، نخودچی و ماکادمیا

   شاید یکی از ریشه‏های تاریخی آجیل به وجود باغ‏های وسیع پسته در ایران و صادرات گسترده‏ی آن از دیرباز برگردد.

    آجیل مشکل گشا، آجیلی است که برخی معتقدند که با خوردن آجیل مشگل گشا، می‌توانند آرزو کنند مشکلات برطرف و آرزوهایشان برآورده شود. برخی نیز اعتقاد دارند با خوردن این آجیل از چشم زخم و چشم بد مصون می‌مانند. همچنین اعتقاد عده‌ای بر آنست که خوردن این آجیل در گشودن بخت دختران موثر است. از این آجیل در مراسم مذهبی مانند سفره‌های مذهبی زنانه ، مراسم ملی مانند چهارشنبه سوری و شب یلدا و حتی برنامه‌های سیاسی بطور همزمان استفاده می‌شود.

ریشه‏های تاریخی:
    تاریخچه‏ی آجیل مشگل‌گشا احتمالا به ایران باستان باز می‌گردد. در آن زمان رسم بر این بود که برای فروهرها (1) و امشاسپندان (2) هدایایی تهیه شود تا موجب خشنودی آنان گردد. این هدایا لرک یا آجیل گاهنبار نامیده می‌شد.

روش‏  تهیه :

1- روش تهیه آجیل مشکل گشا در شب چهارشنبه سوری: ایرانیان قدیم و جدید آنرا همراه با نیت نذر تهیه میکردند. خانم خانه آجیل را که شامل: نخودچی، کشمش، توت، گردو، باسلق، انجیر، مغز پسته، بادام و نقل است را از دکانی که رو به قبله بوده و صاحب آن به خوشنامی شهرت داشته خریداری میکرده است. این آجیل توسط اهل خانه پاک میشده و یکی از بزرگترها در این احوال، قصه "بابا خارکن" را تعریف می‏کرده است. این قصه درواقع از فواید گره گشایی آجیل مشکل گشا حکایت میکند و بنا به اعتقاد بسیاری، باید موقع پاک کردن آجیل گفته و شنیده شود. سپس آجیل در ظرفی ریخته شده و در شب چهارشنبه سوری توسط مهمانان و میزبان خورده می‏شود.

2- روش تهیه آجیل مشکل گشا برای ادای حاجات و در مراسم مذهبی: به دو صورت است ، یا از قبل نذر می‏کنند که در صورت ادای حاجت به میزان مشخصی این آجیل را گرفته و خیرات نمایند و یا برای گرفتن حاجتی سه وعده پخش آجیل را نذر میکنند و دو وعده از آنرا ابتدا بین فامیل و نیازمندان پخش کرده و وعده سوم را گرو نگه میدارند تا زمان برآورده شدن حاجت. برای تهیه آن نیز رسم بر این است که فردی پاک و مطهر ( ترجیحا زن یا مادر خانه) آجیل را پاک کند و در طول پاک نمودن آجیل، داستانش را با صدای بلند تعریف کند. تمام پوست آجیل باید جمع شود و دور ریخته نشود. و در کیسه‏ی در بسته ای ریخته شود و به آب روان سپرده شود . عده ای از مسلمانان بر این باورند که هنگام سپردن پوست آجیل به آب باید بگویند: ای آب روان، سلام ما را به حضرت علی برسان . سپس آجیل پاک شده را در بسته های کوچکی تزیین نموه و بین مردم خیرات مینمایند و یا در سر سفره‏های مقدس گذاشته و به هر مهمان بسته‏ای هدیه میکنند. اعتقاد عده‏ای بر این است که هنگام خوردن آجیل باید صلوات و یا سوره‏های قرآن تلاوت نمود.

روایت‏های مختلف از داستان آجیل مشکل گشا:

1-    روایت اول و رایج‏‏تر:
     یکی بود یکی نبود.یک خارکنی بود که یک زن و هفت تا دختر داشت و با خارکنی زندگی رو به سختی میگذروند ، یکروز که رفته بود صحرا خار بکنه یک سواری رو دید نورانی ، سوار گفت ای خارکن این اسب من رو نگهدار که من قضای حاجت کنم ، وقتی که سوار برگشت یک مشت ریگ داد به خار کن وگفت هر ماه صد دینار از هفت تا خشکبار خیرات کن و به هفت نفر بده ، و تا خارکن آمد ببینه که این چی بوده سوار ناپدید شد ، غروب که خارکن به خانه برگشت ریگ‏ها را گذاشت گوشه صندوق‏خونه که بچه ها یه قول دو قول بازی کنند و خودش رفت خوابید ، نیمه های شب زن خارکن بیدار شد که به بچه شیر بده که دید توی صندوق خونه روشنه رفت و شوهرش رو  بیدار کرد ، تازه فهمیدند که این سنگها قیمتیه . از این پس با فروش سنگ‏ها، کار و بارشون خوب شد و خارکن کم کم یکی از تاجر های بنام شد . این بود تا روزی که تاجر برای کاری باید می‏رفت مسافرت ، به زنش سفارش کرد که ای زن آجیل رو فراموش نکنی که زن گفت من حواسم از تو جمع تره خلاصه مرد رفت و زن هر ماه خیرات رو انجام میداد تا اینکه با زن پادشاه دوست شد و زن پادشاه دعوتش کرد به ییلاق و زن آجیل رو فراموش کرد، خلاصه این رو داشته باشین تا اینکه یک روز گردنبند زن پادشاه گم شد و گفتن کی دزدیده کی ندزدیده و انداختن گردن زن تاجر و گرفتن زندانیش کردن و تمام دارایشون رو هم گرفتن ، تاجر که از سفر برگشت رفت خونه دید که همه چی رو بردن و از زن و بچه هاش هم اثری نیست داشت از همسایه ها داستان رو میپرسید که گرفتن و زندانیش کردند .نیمه های شب همون سوار آمد و با تک پا زد مرد رو بیدار کرد و گفت : (( ای کور باطن نگفتم ماهی صد دینار آجیل مشکل گشا بگیر و خیرات کن و صد دینار به مرد داد )) این رو گفت و غیب شد ، مرد تاجر تازه شصتش خبردار شد که کار کار آجیلِ .پاشد و آمد دم زندان به یک جوانی گفت این صد دینار رو بگیر و برای من آجیل بخر ، جوان گفت من عروسی دارم و وقت ندارم .یک جوان دیگه آمد مرد تاجر گفت ای جوان این صد دینار رو برای من آجیل بخر ، اولش جوان گفت ما مرده داریم من دارم میرم سدر و کافور بخرم اما بعد گفت مرده که جایی نمیره بذار مشکل این مرد رو حل کنم ، رفت و آجیل گرفت و آورد داد به مرد ، مرد هم بین هفت نفر تقسیم کرد .حالا یشنوید از زن پادشاه که کنار حوض نشسته بود و گرما هم بیداد میکرد و زن پادشاه لخت شد رفت آبتنی که دید یک کلاغ گردنبند و که به منقارش بود آورد و گذاشت رو لباساش تازه فهمید که در حق تاجر و خانوادش چه ظلمی کرده و آنها رو آزاد کرد و دختر کوچک تاجر رو هم برای پسر بزرگش خواستگاری کرد .حالا بشنوید از اون جوان اولی که وقتی رفت خانه که عروس و ببره آرایشگاه دید که عروسش مرده ، جوان دومی که رفته بود برای مرده سدر و کافور بخره وقتی رفت خونه دید که مرده زنده شده .آجیل مشکل گشا همچین که گره از کار آنها وا کرد از کار شما هم وا کنه .

روایت دوم:

   روزی روزگاری خارکن پیری با زن و دخترش زندگی میکردند. پیرمرد هر روز به صحرا می رفت، بوته های   خار را جمع می کرد و به شهر برده و می فروخت و نان و پنیری می خرید و به خانه برمی گشت.
   یک سال نزدیک عید نوروز بابا خارکن به صحرا رفت و خار زیادی جمع کرد و بسیار خوشحال از اینکه با پول آن می تواند چیزی هم برای عید دخترش بخرد.اما قبل از رفتن به شهر هوا طوفانی شد و صاعقه ای به کوله بار بابا خارکن زد و تمام پشته اش خاکستر شد.خارکن پیر از غم و غصه از پا افتاد و دست به آسمان بلند کرد و با گریه به خدای خود گفت که این بار شاد بودم که برای عید نوروز دستم پر است، چرا این بلای آسمانی را به من نازل کردی؟ وآنقدر اشک ریخت تا به خواب رفت.در خواب دید که پیری به او می گوید که برای رفع مشکلت نذر کن و کمی آجیل مشکل گشا بخر و بین همسایگان پخش کن تا مشکلت حل شود و هرسال این نذر را تکرار کن.پیرمرد از خواب پرید و به طرف شهر حرکت کرد و با آخرین سکه خودش کمی آجیل خرید و به همسایگان داد. آن شب گذشت و فردا بابا خارکن باز روانه صحرا شد. این بار به محض اینکه تیشه اش با ریشه بوته خار برخورد کرد، دید یک کوزه پر از جواهر زیر بوته پنهان شده است.    آن شب با دستی پر به خانه برگشت و ماجرا را برای زن و فرزند خود تعریف کرد.در طی روزهای بعد در محل دفن کوزه قصر بزرگی ساخت و همراه خانواده اش به زندگی در این قصر پرداختند. مدتها گذشت، آوازه اخلاق خوش و ثروت خارکن به گوش حاکم رسید و حاکم از دختر خارکن دعوت کرد تا به عنوان هم بازی دخترش به قصر بیاید. نزدیک سال نو خارکن آنقدر سرگرم تجارت  و ثروت خود شده بود که نذر را فراموش کرد.    در این میان دختر حاکم با دختر خارکن به حمام رفتند و دختر حاکم گردنبند قیمتی خود را به مجسمه مرغی که در حمام بود آویخت و داخل حوض شد. دختر خارکن دید که ناگهان مرغ زنده شد و گرنبند جواهر را خورد. هرچه داد و فریاد کرد فایده ای نداشت. حاکم گفت که او گردنبند دخترش را دزدیده و دختر خارکن را به زندان انداختند. از طرفی قصر و دارایی خارکن هم در یک چشم برهم زدن به خاک مبدل شد و هیچ چیزی از آن باقی نماند.زن خارکن به او گفت که تو از نذرت غافل شدی و ما را به خاک سیاه نشاندی. خارکن هم که متوجه اشتباه خودش شده بود از خدا طلب بخشش کرد. همان‏شب در خواب دید که زیر پای همسرش سکه ای پیدا می کند. خارکن به سرعت بلند شد و سکه را پیدا کرد و شبانه عازم شهر شد و توانست قبل از سال نو مقداری آجیل خریده و بین مستمندان تقسیم کند.بعد از آن نزد همسرش برگشت و ناگهان دید که خانه و زندگیش دوباره برپا شده و دخترش هم از زندان آزاد شده. دختر حکایت کرد که ساعتی قبل مرغی که گردنبند را خورده بود دوباره زنده شد و گردنبند را پس داد و حاکم دختر را با هدایای بسیار آزاد کرده و به خانه فرستاده بود. خارکن هم شکر خدا را به جا آورده و پس از آن سالها هرگز آجیل مشکل گشای سال نو را فراموش نکردند.

3- روایت متاخرتر که گویا پس از اسلام رایج شده است و امروزه در بعضی مناطق شمالی ایران و برخی مناطق تهران هنگام پاک کردن آجیل مشکل گشا نقل می‏شود:

     پیرزنی مومن با پسرش زندگی میکرد.یک روز مادر پیر که بابت ادای حاجتش کاچی می پزد و در ظرف های مختلف میریزد تا پسرش از کار برگردد و ظرف های کاچی خیرات را بین همسایگان تقسیم کند. ظهر وقتی پسر از کار بر می گردد به مادر میگوید نهار چه داریم؟ مادر در جواب به مهربانی میگوید که من نذر کاچی کرده بودم و برای نهار کاچی پختم نهارت را که خوردی ظرف همسایگان را هم بینشان تقسیم کن. پسر عصبانی میشود و میگوید این مزخرفات یعنی چه و من اصلا اعتقادی به این کارها ندارم و با پایش به یکی از کاسه های کاچی میزند و مقداری از کاچی لب پر زده و روی گیوه اش میریزد. با عصبانیت خانه را ترک میکند و میرود وبرای نهارش خربزه میخرد. در راه بازگشت پاسبان ها او را به اتهام قتل دو نفر بازداشت میکند و وقتی کیسه اش را باز می کنند دو خربزه داخل کیسه اش هم تبدیل به دو سر بریده شده بود و کاچی که روی گیوه اش پریده بود هم تبدیل به لکه های خون شده بود. پسر را به زندان میبرند و حکم اعدام برایش صادر میکنند. شبی که بسیار ناراحت بوده و مدام گریه میکرده در خواب پیرمردی را میبیند که به او میگوید مقداری آجیل بگیر و بین مردم خیرات کن و از ته دل بابت شکستن دل مادرت توبه کن.فردا که مادر پسر به ملاقاتش میاید پسر با شرمساری از او عذرخواهی میکند و از ائ میخواهد که برایش آجیل بخرد و خیرات کند. وقتی مادر آجیل ها را پخش میکند همانوقت خبر میرسد که قاتل واقعی پیدا شده است و پسر از زندان آزاد میشود و نزد مادرش باز میگردد.

 جایگاه و کارکردها:

1- کارکرد ملی و باستانی:
       این آجیل از دیرباز به یکی از نمادهای فرهنگ ایرانی بدل گشته‌است به صورتی که برخی از مراسم‌های سنتی ایرانیان (مانند نوروز و یلدا و چهارشنبه سوری) تنها با حضور آجیل مفهوم خود را پیدا می‌کنند. در ایام نوروز و نیز شب یلدا حضور این آجیل ضروری است.  با این نوع از آجیل که آجیل شیرین هم نامیده میشود در مراسم باستانی مثل نوروز و یلدا از مهمانان پذیرایی میشود.
        اما در مراسم چهارشنبه سوری این آجیل از جایگاه ویژه ای برخوردار است:   از رسوم شایع چهارشنبه سوری که هنوز هم به شکل گسترده در میان زرتشتیان جریان دارد؛ پخش آجیل مشکل گشا موسوم به «لرک» است که از مغز هفت نوع میوه خشک شده خوردنی از جمله مغز پسته؛ بادام؛ کشمش؛ گردو؛ برگ هلو؛ انجیر؛ خرما و سنجد فراهم شده است. این آجیل در مراسم غروب چهارشنبه یا بر سر مزار اموات پخش می شود.

2- کارکرد اجتماعی:
     کسی که در تنگنای حوادث گرفتار آمده و یا دچار زحمت و مشکلی شده باشد، نذر و نیت می کند که هرگاه از بد حادثه رهایی یافت و یا گره از کارش گشوده شود همه عمر، هر ماه یا هر هفته یک بار نخود مشکل گشا یا آجیل مشکل گشا (متشکل از نخود، پسته،بادام، فندق، کشمش،خرما، توت خشک، انجیر و تخمه و ...) خریده و پس از انجام مراسم لازم، آنرا بین مردم تقسیم کند.

3- کارکرد مذهبی:
    امروزه جایگاه آجیل میان ایرانیان از حضور در مراسم جشن و شادی فراتر رفته‌است و به بخشی از اعتقادات مذهبی آن‌ها نیز وارد شده‌است. در بسیاری از مراسم‌های مذهبی (که معمولا توسط زنان برپا می‌شود) از نوعی آجیل، موسوم به آجیل مشکل گشا استفاده می‌وشد که هرچند توسط هیچ مرجع مذهبی ای تایید نشده‌است اما مردم بر این باورند که می‌تواند آنها را در رفع مشکلاتشان یاری کند. در سفرهای نذری زنان مسلمان این آجیل نقش برجسته ای دارد. علاوه بر آن در بیشتر مراسم مذهبی و زیارتی این آجیل تهیه و توزیع می گردد.
در ضمن به دلیل آسانی و ارزانی تهیه این نوع نذر برای اقشار کم درآمد جامعه نیز ، به خوبی نقش و کارکرد نذر را ایفا می‏‏کند.

4- کارکردهای آموزشی با تاکید بر روایت قصه:
    علاوه بر کارکردهای فوق که تا حد زیادی با دیگر روش‏های نذر کردن یکسان است . این آجیل ویزگیهای منحصر به فردی دارد. تاکید بر بلند روایت کردن قصه در هنگام پاک کردن آجیل اهمیت جنبه های آموزشی مستتر در قصه را میرساند که قرار است سینه به سینه محفوظ بماند.
     تاکید بر اهمیت رعایت عهد و پیمان، قول و قرار ، و نذر و نیاز حتی در شرایطی که مشکل انسان برطرف گردیده است از نکات بارز و مشترک موجود در داستانهای مختلف مربوط به آن است.
      تاکید دو جانبه بر نقش و جایگاه زن در تهیه این آجیل از موارد با اهمیت است: از طرفی تاکید می‏شود که یک زن باید این آجیل را پاک کند  که با توجه به اولویت  مطهر بودن روحانی و جسمانی پاک کننده آجیل میتوان به تطهیر و تقدیس زن در این آیین پی برد و نیز نقش زن در داستاهای مختلف مربوطه، به عنوان مادر و همسر نیز از دیگر موارد قابل اشاره است. در داستان اول و دوم همسر مرد خارکن قول فراموش شده را یادآور میشود و در داستان آخر شکستن دل مادر سبب شور بختی پسر قصه میگردد.
با توجه به سادگی، ارزانی  آجیل مشکل گشا  و نقش گسترده این نذر و اعتقاد به آن میتواند بیانگر این  نکته باشد که برآورده شدن حاجت به میزان و نوع و قیمت نذورات نیست بلکه اعتقاد و نیت نذر کننده مهمترین عامل است .
•    
جمع‏آوری و ارائه: پیام صبا

توضیحات:
(1)فروهر:
نماد میهنی:از دوران پادشاهی مادها و سپس شاهنشاهی هخامنشیان، نگاره فروهر نشانه نماد میهنی بوده و آدمی را در پیکره و سیمای شاهین تیزچنگ و بلندپروازی نشان می‌دهد که آن‌را نماد توانایی، سر بلندی و فر و شکوه می‌دانستند و پرچم‌های خود را به نما و سیمای شاهین می‌آراستند.
نماد دین زرتشتی: ایرانیان پیرو اشو زرتشت برای این نیروی مینوی که بن مایه آن جنبش و پیشرفت بسوی رسایی، فرامایگی و والایی است، هیچ پیکره‌ای را بهتر و شایسته تر از شاهین نیافتند و آنچه که در گذشته نشانه فر و شکوه و سر بلندی بود و انگیزه ملی و میهنی داشت با اندک دگرگونی در سر و پای شاهین به سیمای کنونی در آوردند، تا هم بن‌مایه مینوی را نشان دهد و هم نمودار سر بلندی و سر فرازی ایرانیان باشد.
در نگاره فروهر دو نیروی همیستار (مخالف) «سپنتامینو» (نشانه خوبی) و«انگره مینو» (نشانه بدی) نمایان است و آدمی رو به سپنتا مینو دارد و بسوی او می‌رود به انگره مینو پشت کرده‌است و لازم به ذکر است فروهر الگو و سنبل ایرانیان و زرتشتیان است

(2) امشاسپندان:
امشاسپندان، مهین ایزدانی هستند، که بازشناساننده‌های وجود اهورامزدا هستند.این واژه به معنی جاودانان پاک یا مقدسان بی‌مرگ یا نامیرایان فزونی‌بخش است که از دو جز امشه به معنی جاودانی و بی‌مرگ و سپنته به معنی پاک و مقدس و فزونی‌بخش تشکیل شده‌است. امشاسپندان شش فروزه اهورامزدا هستند که هر کدام دارای مفهومی است که بخشی از عظمت خداوند یکتا را به آدمی می‌شناسانند و با شناخت و پیروی از این مفاهیم و ایزدان می‌توان اهورا مزدا را درک کرد. همچنین گفته شده است به شش ایزد(فرشته) + اهورا مزدا(خدا) گفته می‌شود.
مطابق باورهای مذهبی زرتشتی، امشاسپندان، خداوند را در زمین برای گسترش صلح و عدالت یاری می‌کنند و هرکدام مسولیت محافظت از چیزی را بر عهده دارند و عبارت‌اند از (به فارسی امروز):
شش امشاسپندان عبارت‌اند از:
۱- وهمن یا وهومن: به معنی نیک اندیشی - پندار نیک
۲- اشه وهیشته(اردیبهشت): به معنی بهترین راستی
۳- خشتره وییریه(شهریور): شهریار گزیده - شهریاری دلخواه
۴- سپنته آرمیتی(سپندارمذ): به معنی فروتنی و بردباری مقدس
۵- هیوروتات(خرداد): به معنی رسایی و کمال
۶- امرتات(امرداد): به معنی بی مرگی و جاودانگی
لازم به ذکر است که در برخی از ادبیات دینی،امشاسپندان در جهان مادی دارای نقشی به عنوان نگهبان شش گروه از آفریده‌های جهان هستند:وهمن نگهبان جانوران سودمند،اشه وهیشه نگهبان آتش،خشتره وییریه نگهبان فلزات، سپنته آرمیتی نگهبان زمین،هیوروتات نگهبان آب، امرتات نگهبان گیاهان.
همچنین یک روز از هر ماه و یکی از ماه‌های سال به نام آنها نامیده می‌شود.
۱- بهمن (وهمن) : روز دوم - ماه یازدهم
۲- اردیبهشت : روز سوم - ماه دوم
۳- شهریور : روز چهارم - ماه ششم
۴- سپنته آرمیئتی (سپندارمز=اسفند) : روز پنجم - ماه دوازدهم
۵- خرداد : روز ششم - ماه سوم
۶- امرداد : روز هفتم - ماه پنجم

stacypolle.blog.fc2.com
سه شنبه 17 مرداد 1396 09:30 ق.ظ
you are in reality a just right webmaster. The web site loading velocity is incredible.
It sort of feels that you are doing any distinctive trick.
Moreover, The contents are masterwork. you have performed a
wonderful job in this matter!
Kimberley
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 04:34 ق.ظ
I think the admin of this website is really working hard in favor of his web page, since here every stuff is
quality based data.
Mckinley
شنبه 23 اردیبهشت 1396 01:58 ق.ظ
I'm gone to convey my little brother, that he should also visit this
weblog on regular basis to get updated from hottest reports.
ترنم
پنجشنبه 11 دی 1393 12:57 ب.ظ
آیا پرید بودن موقع پاک کردن آجیل مشکل گشا ارادی دارد و نذر را بال میکند.
دوست
یکشنبه 5 اردیبهشت 1389 12:27 ق.ظ
ببخشید بالا باید نظرمو می نوشتم اشتباه شد
بهتر اون بالاها خطرناكه همین جا بهتره
اصلا به من چه كه امضا كرده كی زده زیر حرفش
راست را باید گفت
پاسخ پیام صبا : دوست عزیز ممنون از حضور و اظهار نظرتون.

قصد توصیف و شرح ما وقع نیست. هدف این است که با بیان مشکلات و همفکری و همکاری شما دوستان، راه حل‏‏های بهتری برای فعال‏تر شدن انجمن و عملی شدن خواسته‏هایمان بیابیم .
دوست
شنبه 4 اردیبهشت 1389 07:23 ب.ظ
با سلام
گر به شوق كعبه خواهی زد قدم
سرزنش هاگر كند خار مغیلان غم مخور
درست میشه ایشالا یه پنجاه صد شاید دویست سال دیگه درست میشه شما دیگه خیلی زود رنج هستین فوق فوقش چهار تا پله رو بالا پایین رفتن اقای یسری ،خدا رو شكر پله تا امروز كه پولی نبوده شاید فردا پس فردا بلیطی شه اون وقت اعتراض كنین بابا.اصلا این كارا چیه برین درستونو بخونین
یه ذره بهتون آزادی عمل می دن دیگه نمیشه جلوی شما رو گرفت نامه رو می كنین
مهدی یسری
سه شنبه 31 فروردین 1389 12:43 ب.ظ
درود بر شما
بسیار ممنونم به خاطر درج این مطلب مفید و جالب در وبلاگ انجمن
موفق باشید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : پیام صبا

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان