تبلیغات
انجمن مردم‏شناسی دانشگاه آزاد - گفتگو با آقای دكتر فربد - عضو هیات علمی دانشگاه آزاد تهران مركز
انجمن مردم‏شناسی دانشگاه آزاد
( واحد تهران مرکز)

آرشیو

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

گفتگو با آقای دكتر فربد - عضو هیات علمی دانشگاه آزاد تهران مركز

مصاحبه با جناب آقای دکتر فربد – اردیبهشت 89 - تنظیم: پیام خادم‏‏ صبا

                                      
                                

بیوگرافی:

    ایشان در سال 1319 در یك خانواده روحانی در شهرستان بروجرد متولد شدند.تحصیلات ابتدایی را در همین شهر گذرانیدند و در سال 1343 از دانشسرای تهران در رشته‏ی جغرافیا فارغ التحصیل شدند.  درجه‏ی فوق لیسانس "علوم اجتماعی" را از موسسه‏ی تحقیقات علوم اجتماعی دانشگاه تهران در سال 1346 و مدرك دكترای "جامعه شناسی فرهنگی" را از دانشگاه یونا (هندوستان) در سال 1360(19980) دریافت كرده اند.
    از سال 1367 تاكنون به صورت پاره‏وقت و تمام‏وقت با دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مركز همكاری می‏نمایند.

تالیفات:

1- مبانی انسان‏شناسی  -  ( با بیش از 5 مرتبه تجدبد چاپ ) – كتاب درسی دانشگاه‏های كشور در سطوح كارشناسی و كارشناسی ارشد
2- خانواده و نظام خویشاوندی – مورد استفاده‏ی عموم دانشجویان دانشگاه‏های كشور
3- مقالات و تحقیقات مرتبط با حوزه انسان‏شناسی و جامعه‏شناسی
4- همكاری پ‍ژوهشی در حوزه فرهنگ‏شناسی و سرمایه‏ی اجتماعی با مهندسین مشاور كه در برنامه‏ریزی‏های اجتماعی و اقتصادی شركت دارند.


سوابق تدریس:
1- از سال  1337 كه  به عنوان آموزگار دبستان‏های شهرستان بروجرد استخدام شده و تاكنون كه به عنوان عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی فعالیت دارند به تدریس و پژوهش مشغولند. به دیگر سخن ایشان بیش از نیم قرن سابقه‏ی تدریس و پ‍ژوهش در كارنامه‏ی خود دارند.

***

 

   وقتی از ایشان تقاضای مصاحبه كردم با خوشرویی پذیرفتند، اما تاكید كردند كه چون مصاحبه از طرف انجمن انجام می‏شود، صرفا برای حمایت از این انجمن نوپا و همراهی با ایده‏های ما، این پیشنهاد را می‏پذیرند وگرنه تقاضاهای دیگر رانمی‏پذیرند و چندان اهل مصاحبه نیستند.

   روز مقرر، راس ساعت آنجا بودم و منتظر ماندم تا كلاس تعطیل شود. وقتی مرا دیدند گفتند " دعا می‏كردم قرار را فراموش كرده باشی چون امروز به خاطر كسالت همسرم می‏خواستم زودتر به خانه بروم" . طبیعتا بدون هیچ ناراحتی‏ای آماده برگشتن بودم و گفتم كه قرار مصاحبه را برای روزی بعد موكول می‏كنیم اما انگار حس مسوولیت و تعهد عمل به وعده و قرار باعث شد كه نگذارند من بروم و نهایتا در فضایی آرامش‏بخش و با حوصله‏ی فراوانی كه به خرج دادند این گفتگو انجام شد.

 

برای خواندن متن گفتگو روی ادامه مطلب كلیك نمایید

 

 

س- از نظر شما  مرز میان جامعه شناسی، مردم شناسی و انسان شناسی کجاست؟

         در حال حاضر مرز مشخصی بین انسان‏شناسی و جامعه‏شناسی وجود ندارد. زمانی می‏گفتند كه این دو از هم جدا هستند. اما این عقیده مربوط به وقتی بود  كه مطالعات انسان‏شناسی اختصاص به جوامع ابتدایی داشت. اما امروزه كه مطالعات انسان شناسی وارد جوامع پیچیده هم شده‏است، دیگر چنین تفکیکی موضوعیت ندارد. امروز همان عناوینی كه در طبقه بندی اقسام جامعه‏شناسی داریم، حتی گسترده تر، در طبقه‏بندی انواع موضوعات انسان‏شناسی(به خصوص در انسان شناسی فرهنگی – اجتماعی) وجود دارد. مثلا انسان‏شناسی شهری، انسان‏شناسی عشایری، انسان‏شناسی دین، انسان شناسی هنر، انسان شناسی سیاسی، انسان شناسی خانواده، انسان‏شناسی فمینیستی و...  تفاوت فقط در روش و رویكرد محقق است.

         به عنوان مهم‏ترین تفاوت می‏توان گفت: در جامعه‏شناسی، استفاده از روش‌های پوزیتیویستی تا حدودی در جهت تایید یا رد فرضیه‏ای كه داده‏ایم، قابل انجام است، اما در انسان‏شناسی بیشتر روش‏های كیفی مد نظر است. البته در جریان تحقیق و در طی پروسه‌ی پژوهش ممكن است فرضیه‌ی ما هم  تغییر کند و متوجه شویم فرضیه ما با واقعیات مطابقت ندارد و آن را و یا حتی روش تحقیق را عوض كنیم.امروزه روش تحلیل كیفی در جامعه‏شناسی  نیز بسیار مورد استفاده قرار می‏گیرد و نشان می‏دهد استفاده از رویكرد پوزتیویستی در جامعه‏شناسی چندان هم موثر نمی‏باشد. اما در انسان شناسی ما رویکرد پوزیتیویستی نداریم.

      تفاوت دیگر ، مدت زمان مطالعات در این دو رشته است. مدت زمان مطالعه در جامعه‏شناسی خیلی كوتاه‏تر و محدودتر از حوزه‏ی مردم‏شناسی است. مطالعات مردم‏شناسی به مدت زمانی طولانی احتیاج دارد، مشاركت می‏خواهد، زندگی در میان مردم و ورود به میدان تحقیق را می‏طلبد، ولی در حوزه‌ی جامعه‏شناسی با تنظیم پرسش‏های مناسب و با استفاده از روش‏های صحیح و علمی تحقیق،ممکن است نیازی به زندگی در میان مردم نداشته‏باشیم و اطلاعات را از طریق مصاحبه یا پرسش‏نامه  و مطالعات اسنادی به دست آوریم و آنها را تجزیه و تحلیل كنیم. البته همین ابزارها هم می‏توانند در حوزه‏ی انسان‏شناسی مورد استفاده قرار بگیرند ولی دقت آنها به اندازه دقتشان در جامعه‏شناسی نیست چراكه تحقیق در انسان‏شناسی عمدتا كیفی است و كمتر با عدد و رقم سر و كار داریم. ولی در پاره‏ای از موارد ضرورت ایجاب می‏كند از عدد و رقم هم استفاده كنیم. محقق مختار است و نمی‏توانیم او را مجبور كنیم كه از یك روش خاص استفاده كند، از مجموعه‌ی روش‌های همه‌ی شاخه های علوم انسانی می توان استفاده كرد به شرط این كه دقیق و صحیح و منطبق بر اصول باشد.

        این كه بخواهید مرز مشخصی بین مردم‏شناسی و جامعه‏شناسی ایجاد کنید اشتباه است. این دو حوزه‏ی مطالعاتی بسیار به هم نزدیك است. برای مثال، ماكس وبر،  مطالعات عظیمی درباره‏ی فرهنگ دارد یا همینطور، یا دورکیم كه هم جامعه‏شناس است هم مردم‏شناس. تحقیق بزرگ او  درباره حیات دینی نزد جوامع ابتدایی، كاملا در حوزه انسان‏شناسی دینی است. ولی این بدان معنا نیست كه جامعه شناسان حق ندارند از آن استفاده كنند.

    پدیده‏های فرهنگی در تشكیل اجتماعات تاثیرگذار هستند. فرهنگ و جامعه با هم ارتباط متقابل دارند؛ یعنی فرهنگ و نماد به وجود می‏آید و جمع را به وجود می‏آورد، جمع كه به وجود آمد فرهنگ خود را ایجاد می‏كند. این دو در كنار یكدیگر قرار دارند. جامعه بدون فرهنگ وجود ندارد، فرهنگ هم بدون جمع امكان پذیر نیست. بنابر این اگر بگوئیم جدا هستند دور باطلی را طی می‏كنیم.

س: پرسشی كه معمولا برای دانشجویان در انجام مطالعات انسان‏شناسی مطرح است، این است كه آیا استفاده از روش‏های پوزیتیویستی در انسان‏شناسی امكان‏پذیر نیست، به بیانی دیگر آیا همیشه باید از روش‏های توصیفی استفاده نمود یا برای تحلیل اطلاعات خود و اثبات فرضیه‏ای می‏توان از آمارها و محاسبات نیز سود جست ؟   

    ج: در انسان‏شناسی به دنبال رد یا تائید هیچ نقطه نظر خاصی نیستیم. و اصولا اجازه نداریم كه بخواهیم با فرضیات خود ارزش‏گذاری كنیم. ما بررسی می‏كنیم ببینیم مردم چگونه زندگی می‏كنند، قانون‏مندی‏های این شیوه‌ی زندگی كه مردم به آن پایبندند كدام است. بنابراین بحث اثبات یا رد مطرح نیست.

    در انسان شناسی ما فرضیه نمی‏دهیم. در ذهن محقق، پرسشِ پژوهش وجود دارد و به دنبال جوابگویی به پرسش‌های خود است بنابراین  به دنبال این نیست كه بگوید چیزی درست است یا غلط.

    شما از مدل استقرایی به رابطه‌ی میان پدیده‌ها پی می‏برید و خودتان استنباط می‏كنید. در مدل پوزتیویستی شما به دنبال این هستید كه چیزی را مطلق كنید یعنی ممكن است در مدل پوزتیویستی، مطلق انگاری حاكم باشد، ولی در مطالعات انسان‏شناسی مطلق‏انگاری وجود ندارد. دلیل آن هم روشن است، برای اینكه ساختار جامعه ثابت نیست. اصول ثابت است، اما الگوهای رفتاری كه به مدد آنها اصول را اجرا می‏كنیم پایدار و ثابت نیستند.

    برای رسیدن به هدف، در هر زمانی روش خاصی را انتخاب می‏كنیم. بنابر این در بعد انسان‏شناسی به اعتقاد من اثبات‏گرایی و پوزتیویسم مفهومی ندارد. چراكه خیلی از باورها و الگوهای رفتاری و آئین‏ها هستند كه اگر بخواهیم آنها را با عقل و خرد بسنجیم با عقل و خرد سازگاری ندارند اما كاركرد دارند، کارکرد روانی، اجتماعی، اقتصادی و گاه پالایش روانی دارند.

     به عنوان مثال "گریستن در عزاداری". هیچ منطق و خردی گریستن در عزاداری را تایید نمی‏كند اما نفس عمل گریستن موجب می‏شود فشار اندوه سبک شود. اصطلاحا به آن "کاتارسیس" گفته می‏شود به معنای پالایش روانی. اگر از چنین كسی بپرسید چرا گریه می كنی؟ می‏گوید: چرا ندارد؛ برای این كه متاثر شده‏ام و تحت تاثیر فقدان یك شخص یا یك حادثه قرار گرفته‏ام.

    در مثالی دیگر یك زلزله در یك كشور دورافتاده رخ می دهد و ما اصلا آنها را نمی‏شناسیم. ولی وقتی در تصاویر می‏بینیم كه مادری با چه اندوهی جنازه‏ی فرزندش را از زیر آوار بیرون می‏كشد هم‏زمان با او بی‏اختیار شروع به گریه كردن می‏كنیم. این گریه بار عقلایی ندارد، بار عاطفی دارد، بار درونی دارد.

    به این دلیل است كه در حوزه‌ی مطالعات فرهنگی، نه قانون بازدارنده است؛ و نه نگرش‏های پوزتیویستی اثبات‏كننده یا ردكننده هستند.

   در حوزه‏ی مطالعات فرهنگی باید كشف رابطه‏ی بین عوامل تشكیل دهنده‌ی آن مجموعه را در نظر داشته باشیم ؛ منظور، كشف رابطه است و نه به معنی تایید یا رد. مثلا كشف كنیم رابطه‌ی بین مقدار ریزش باران و دعای باران چیست. می‏بینیم كه در اكثر مناطقی كه خشكسالی دارند _یعنی میانگین بارندگی زیر 100 میلیمتر است_ مراسم باران‏خواهی وجود دارد پس بین باران‏خواهی و كمبود باران رابطه وجود دارد. این می‏شود یك نظریه اما به معنی اثبات یا رد یا ارزش‏گذاری بر این  پدیده نیست. عكس آن هم در مناطق پرباران هست، در مناطق پرباران دعای باران‏خواهی وجود ندارد؛ اما آئین‏های دیگری وجود دارد كه خودشان می‏گویند جادوی باران. یعنی آیین‏هایی كه ریزش باران را متوقف كند و تحت كنترل داشته باشد. به طور معمول جادو برای دفع شر است و دعا برای جلب رحمت. این اعمال برآورنده‏‏ی یک نیاز است. در واقع با انجام این آئین‏ها ما امنیت خاطر پیدا می‏كنیم؛ از این‏كه با این دعا به باران می‏رسیم و یا با این آیین، شر باران و سیل را دفع می‏کنیم.

   س:  در مطالعات میدانی كه وی‍ژگی تحقیقات انسان‏شناسی است و شما بر لزومِ نداشتن پیش فرض‏های ذهنی در این نوع تحقیق تاكید نمودید فرایند شكل گیری یك نظریه به صورت كلی به چه شكل در می‏آید؟   

      ج: معمولا وقتی محقق انسان‏شناس می‏خواهد تحقیقی انجام بدهد، به شكلی اجمالی با زمین تحقیق آشناست یا اطلاعاتی دارد، یا خودش قبلا رفته است، یا از کسی پرسیده و یا از اسناد و مدارك مرتبط استفاده كرده‏است و نهایتا یك زمینه‏ی ذهنی راجع به آن منطقه دارد و در نتیجه، توان این را خواهدداشت كه پیش‏زمینه‏ها یا سوالات مقدماتی برای انجام آن پژوهش را در ذهنش طبقه‏بندی كند و بعد وارد میدان شود و بر اساس داده‏های میدانی و مشاهدات عمیق و مشاركتی می‏تواند به وجود ارتباط بین پدیده‏ها و یا به كشف دلایل ایجاد اعمال و رفتار انسانی و به طور كلی به نظریاتی در باب فرهنگ در جوامع مختلف دست پیدا كند.

 اما همه‌ی صاحبنظران درباره‏ی یك موضوع تحقیق از یك دیدگاه برخوردار نیستند. هر پژوهشگر  با روش و رویكرد خاص خودش مطالعاتش را به انجام می‏رساند.و معلوم نیست شخص دیگری كه می‏خواهد آنجا مطالعه كند از همان رویكرد تبعیت كند یا آن رویكرد را قبول داشته‏باشد. و اینكه می‏گوئیم حضور در زمین تحقیق و استفاده از شیوه‌ی مشاركت بهترین راه است برای این است كه بتوانیم پرسش‌های تنظیم‏شده‏مان را تصحیح یا بازسازی كنیم تا متناسب با  آن منطقه باشد در عین این‏كه نشان‏دهنده‏ی رویكرد و زاویه‏ی نگاه خاص ما نیز هست.

به همین دلیل است كه انسان‏شناسان می‏گویند؛ در علوم اجتماعی اگر بخواهیم از یك روش خاص واثبات شده استفاده كنیم ممكن است به بن بست بخوریم.

    س:به عنوان یكی از پیش‏كسوتان انسان‏شناسی فرهنگی در ایران، برای علاقمندان این رشته چه توصیه هایی دارید؟

      ج:انسان‏شناسی یكی از گسترده‏ترین شاخه‏های علوم انسانی است. علتش این است كه قلمرو آن محدود نیست، از پیدایش انسان بر روی كره زمین و اولین اجتماعات بشری ،موضوع مطالعات انسان‏شناسی است تا پیچیده‏ترین جوامع امروزی. بنابر این باور دارم كسی كه می‌خواهد وارد حوزه انسان‏شناسی بشود باید تاریخ و باستان‏شناسی بداند . اگر اطلاعات عمومی (و نه در حد یك متخصص) درباره تاریخ و باستان‏شناسی داشته‏باشد و وارد حوزه‏ی مطالعات انسان‏شناسی بشود می‏تواند با این علم ارتباط برقرار كند و جلو برود؛ اما اگر نداشته‏باشد دچار مشکل می‏شود.

      بستر اولیه‌ی انسان‏شناسی، باستان‏شناسی و تاریخ است. به همین دلیل اگر استاد یا دانشجوی انسان شناسی بخواهد بر تمام ابعاد این علم احاطه و تسلط داشته‏باشد باید تاریخ و باستان‏شناسی بداند. نه تنها در انسان‏شناسی، بلكه در سیاست و اقتصاد و جامعه‏شناسی هم آگاهی از تاریخ و باستان‏شناسی ضروریست. بزرگترین مشكل ما در دانشگاه‏ها این است كه دانشجویانی كه وارد حوزه علوم انسانی می‏شوند درك درستی از حوزه‏ی انسان‏شناسی ندارند. اكثریتشان نه تاریخ ایران و نه تاریخ جهان را نمی‏دانند. در نتیجه وقتی شواهدی را از قانون‏مندی‏های تاریخی مطرح می‏كنیم دانشجو سوال می‏كند این را از كجا آوردید؟ بعد باید حوادث تاریخی را بیان كنیم و بگوئیم این قانون و این پدیده، نتیجه‌ی این تحولات تاریخی است . در نتیجه باید موضوع درس را رها كنیم  و تنها به بیان این مطلب بپردازیم که زمان اجازه نمی‏دهد.  نیاز نیست متخصص علم تاریخ باشیم، ولی باید اطلاعات تاریخی داشته باشیم و یا بدانیم كه علم باستان‏شناسی در پروسه‌ی پیدایش فرهنگ بشر، چه حرف‏هایی دارد. مجموعه‌ی این آگاهی‏ها به ما كمك می‏كند كه قلمرو علم انسان‏شناسی را در حوزه‏های مختلفی كه دارد شناسایی كنیم.

  

س: آیا شما مردم شناسی را علمی بومی می دانید؟

       ج: علم، بومی نیست علم جهانی است اما ما از علم انسان‏شناسی برای مطالعات فرهنگی بومی استفاده می‏كنیم كه خیلی هم ضروریست. یكی از كاربردهای این علم در برنامه‏ریزی‏های  اقتصادی اجتماعی است. باید توجه كنیم كه برنامه ریزی توسعه بدون توجه به زمینه‏های فرهنگی، نظام هنجارها و ارزش‏های جامعه، باورها و اعتقادات مردم، شیوه‏های تولید سنتی، نهادها و سازمان‏های اقتصادی بومی به نتایج مطلوب نمی‏رسد. اگر بخواهیم در برنامه‏ریزی‏های اقتصادی اجتماعی، تكنولوژی متناسب را انتخاب كنیم باید متناسب با ظرفیت‏های فرهنگی‏مان باشد و پیش نیاز اولیه این است كه زمینه‏های فرهنگی‏مان را بشناسیم. اگر زمینه‏های فرهنگی، نهادهای اقتصادی و اجتماعی‏مان را نشناسیم و بعد، الگو سازی كنیم این الگو جواب نخواهد داد و مردم در برابر آن مقاومت می‏كنند چراكه آن‏چیزی كه امروز مردم دارند ریشه‏‏ای چندهزار ساله دارد ولی برنامه‌ی ما مال امروز است و با این برنامه‌ی یکروزه نمی‏توانیم تغییر ایجاد كنیم. اگر قرار است تغییری ایجاد شود باید تغییر را به مدد خود مردم در جامعه ایجاد كنیم برنامه باید اطلاعاتش را از بطن فرهنگ مردم بگیرد و لازمه‏اش كار مردم‏شناسی فرهنگی است . از این طریق می‏توانیم علم مردم‏شناسی را در برنامه‏ریزی توسعه، بومی‏سازی كنیم.

       یكی از مشكلات ما در سده‌ی اخیر، این بوده كه گرچه مطالعات زیادی شده و زحمت زیادی كشیده شده، اما وقتی خواسته‏اند این مطالعات را به برنامه تبدیل كنند غفلت و كوتاهی در این امر سبب شده از مطالعات فرهنگی بومی استفاده‏ی صحیحی نشود و امروز مقلد تلقی شویم و فكر كنیم پایمان را جای پای كشورهای دیگر می‏گذاریم و این یكی از دلایلی است كه برنامه‏ریزی توسعه، در طی دهه‏های اخیر، آن طوری كه انتظار برنامه ریزان بوده جواب نداده است.

Jacquelyn
سه شنبه 10 مرداد 1396 08:19 ب.ظ
I've been exploring for a bit for any high quality articles or weblog
posts in this kind of area . Exploring in Yahoo I finally stumbled upon this
web site. Studying this information So i'm glad to exhibit that I've a very excellent uncanny feeling I found out
exactly what I needed. I most unquestionably will make certain to
do not forget this website and give it a look regularly.
anonymous std testing
جمعه 2 تیر 1396 03:45 ب.ظ
ریشه از خود نوشتن در حالی که ظاهر شدن مناسب در آغاز آیا واقعا کار بسیار خوب با من پس از برخی از زمان.
جایی در سراسر جملات شما در واقع
موفق به من مؤمن متاسفانه فقط برای while.
من هنوز کردم مشکل خود را با جهش در منطق و یک ممکن است را خوب به کمک پر کسانی که معافیت.
در این رویداد شما که می توانید انجام من
می قطعا تا پایان تحت تاثیر قرار داد.
Mitchell
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 09:55 ق.ظ
I'm really inspired along with your writing abilities and
also with the structure on your weblog. Is that this
a paid theme or did you customize it your self? Either way
stay up the excellent high quality writing, it's uncommon to look a nice blog like this
one today..
Julianne
جمعه 22 اردیبهشت 1396 10:20 ب.ظ
Very energetic post, I loved that bit. Will there be a part 2?
manicure
یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 05:51 ق.ظ
After looking over a few of the blog articles on your blog, I truly like your technique of blogging.
I added it to my bookmark website list and will be checking
back in the near future. Please check out my website too and let me know how you feel.
BHW
پنجشنبه 31 فروردین 1396 04:41 ق.ظ
Hello my loved one! I want to say that this post is awesome, nice written and come with approximately all significant infos.
I'd like to see extra posts like this .
یکشنبه 4 خرداد 1393 02:14 ب.ظ
سلام ودرود به استاد عزیزمان من افتخار شاکردی ایشان را داشتم ایشان نتنها استاد در مدم شناسی هستند بلکه ایشان پدر بزرگواری هستند که به دانشجویان خود درس زندکی درست وسالم رامیدهند ایشان واقعا روشنفکر هستند بسیار مهربان هستند همه او را دوست دارند وحتی سختگیری های ایشان به نفع همهی ما بود ازخدا ارزوی سلامتی به ایشان وخانواده محترمشان را دارم.
پنجشنبه 4 اردیبهشت 1393 09:08 ب.ظ
درود فراوان بر استاد بزرگوارم دکتر فربد.10سال پیش استاد راهنمام بودند و خیلی تاثیرگذار.امیدوارم مردم‏ ‏کشور عزیزم ایران قدر همچین اساتید را بدانند.
مرضیه منفرد
چهارشنبه 2 بهمن 1392 04:18 ب.ظ
باسلام وباتشکر از استاد خوب ومهربانم آقای دکتر فربد٫خواهشمندم بااساتید دیگر که مطرح هستند چون آقای دکتر محمدعارف هم مصاحبه شود تابتوانیم از سخنان وبیانات اساتیدبهره واستفاده ببریم.
سپاسگزارم .
نام پیروز سماك
سه شنبه 23 مهر 1392 10:13 ق.ظ
من افتخار شاگردی اتاد دانشمند وگرانقدر جناب اقای دكت فربد را داشته ام وبرای و با گذشت 12 سال همچنان دروس اموزنده ایشان را بخاطر دارم . با ارزوی سلامتی و طول عمر برای استاد عزیزم جناب اقای دكتر فربد پیروز سماك دانش اموخته علوم اجتماعی دانشگاه ازاد واحد تهران مركز
سمانه بخشیپور
یکشنبه 9 مهر 1391 05:27 ب.ظ
با سلام. خیلی عالی بود. خوشحالم که تو کشور عزیزمون همچی اساتیدی داریم
ص
شنبه 2 مرداد 1389 07:27 ب.ظ
عالی بود.با تشکر از پشتکار شما خانم صبا و استاد ارجمند دکتر فربد
باقری
جمعه 18 تیر 1389 03:22 ب.ظ
با سلام و خسته نباشید.
با تشکر از شما و همچنین از استاد گرانقدر.
مصاحبه ی خوبی بود. لطفا از دیگر استادان عزیز هم مصاحبه بعمل آورید.
مهدی یسری
سه شنبه 15 تیر 1389 05:25 ب.ظ
درود بر استاد عزیزمان دکتر فربد
برای ایشان سلامتی و طول عمر آرزو میکنم و از اینکه این فرصت را در اختیار انجمن ما گذاشتند کمال تشکر را دارم
و ممنون از زحمات ارزشمند خانوم صبا
دوست
سه شنبه 15 تیر 1389 10:02 ق.ظ
با سلام
بازم از این گفتگوها بذارین .
سپاس
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : پیام صبا

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان