تبلیغات
انجمن مردم‏شناسی دانشگاه آزاد - راه مکه کجاست؟ - نویسنده: کلیفورد گیرتز- مترجم: مهرداد میردامادی
انجمن مردم‏شناسی دانشگاه آزاد
( واحد تهران مرکز)

آرشیو

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

راه مکه کجاست؟ - نویسنده: کلیفورد گیرتز- مترجم: مهرداد میردامادی

      راه مکه کجاست؟ - نویسنده: کلیفورد گیرتز- مترجم: مهرداد میردامادی- نشریه کتاب ماه (ویژه‏نامه‏ی علوم اجتماعی) - صفحه‏ی 90 - 91
 
  
مقاله‏ی حاضر را می‌توان شرحی توصیفی و تحلیلی بر پدیده‏ی تجدید حیات اسلام دانست. كلیفورد گیرتز، انسان شناس برجسته، مقاله‏ی خود را بر پایه حجم عظیمی ‌از نوشته‏هایی كه در سال‏های اخیر پیرامون اسلام نگاشته شده، بنا می‌نهد
.

                                                

  " ما هم اكنون در ایالات متحده درگیر فرآیندی هستیم برای ساخت تصویری قابل قبول و بی‏‏چون و چرا از اسلام و از آنجا كه گویی بعد از سال‏ها غفلت بهتر است این كار سریعاً به سامان برسد، درانجام این تصویرسازی قدری شتاب داریم. تا همین اواخر به ندرت چیزی فراتر از تصورات خود، پندارها و گمان‏های پریشانی در مورد آسیبنهای نر، حرمسراها، صحراها، كاخ‏ها و مناجات‏های جمعی. درباره‏ی اسلام می‌دانستیم. شصت و پنج سال پیش، از پیتر آرنو نقاشی‏ای درمجله The New Yoeker به چاپ رسید كه كم و بیش خلاصه‏ای بود از مجموع این استنباط‏‏ها، جهانگردی با كلاه كابویی، سرش را از ماشین كروكی‏اش بیرون آورده از مردی دستار به سر، كه در كنار جاده درحال نماز بر سجده افتاده می‌پرسد: «هی آقا، مكه از كدام طرف است.»

      دلیل شتاب برای تغییر در این برداشت سطحی كه تركیبی از نادانی و بی‏توجهی است، كاملاً روشن است: حادثه‏ی 11 سپتامبر، بمب‏گذاری انتحاری، انفجار در سواحل كوتا در بالی، اسامه بن لادن ، بمب‏گذاری در سفارت امریكا در نایروبی در 1998، انفجار در ناوشكن یو اس اس كول در اكتبر 2000 و اكنون جنگ عراق، آنچه كه روشن نیست و تا مدت زیادی نیز روشن نخواهد شد آن است كه این حوادث ما را به كدام سمت سوق می‌دهد. درك ما در نهایت از این دیگری ناشناخته و تهدید كننده كه به ناگهان در افق امور داخلی ما ظهور پیدا كرده چه خواهد بود. ما دشمن آشنا، و در واقع نزدیك خود را به ناگهان با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی گم كردیم و اكنون چیزی در ذهن ما جایگزین آن می‌شود كه بسیار ناآشنا است، چیزی كه بسیار از تاریخ سیاسی اروپا و امریكا در قرون نوزده و بیست دور است. كمونیسم به واسطه‏ی ‏ریشه در عصر روشنگری و انقلاب فرانسه دست كم پیشینه‏ای غربی داشت. ماركس و لنین از یك پیشینه‏ی تاریخی ظهور پیدا كرده بودند كه كاملاً شناخت‏پذیر بود و اهداف ایدئولوژیكی را دنبال می‌كردند، كه حدقل به حسب ظاهر، از برخی از زیباترین امیدهای ما حاصل آمده بود. اما «اسلام» آیین عرب‏ها، ترك‏ها، آفریقایی‏ها، ایرانی‏‏ها، ساكنین آسیای میانه، هندی‏ها، مغول‏ها و مالایی‏ها بوده و تا حدودی دور از حیطه‏ی فرهنگی ماست. ما امریكایی‏ها قرار است از رقیبی برآشفته كه اكثر ما چیزی بیش از نام آن از آن نمی‌دانیم چه تصوری داشته باشیم؟

     در دو سه سال گذشته، تاریخ دانان، روزنامه نگاران، سیاست دانان؛ دانشجویان مطالعات تطبیقی ادیان، جامعه شناسان و انسان شناسان و افراد غیرحرفه ای با انگیزه های مختلف، انبوهی از كتابها ومقاله ها را برای كمك به یافتن پاسخی برای این پرسش و ارائه دوره ای فشرده در به قول معروف ، «درك اسلام» به رشته تحریر درآورده اند. «جهاد» كه امروزه موضوع اصلی در كلام افراد دانشگاهی و عموم مردم شده اصطلاحی است كه بیشتر امریكاییها، اگر با آن آشنا باشند، تنها از طریق رمانهای بازاری و فیلمهای سرگرم كننده بوده است. آثاری كه برای خوانندگان معمولی نوشته می‌شود رفته رفته به موضوعات متنوع و مبهمی‌نظیر «اصلاح طلبی»، «نوگرایی»، «بنیاد گرایی»، «افراط گرایی»، «یا اصول گرایی». حتی گاهی «وهابی گرایی» در اسلام معاصر می‌پردازند. به ناگهان برای ارائه اطلاعات و شرح قوانین اسلامی، آموزه های قرآن، روزه، حج و معنای حجاب كتابهای راهنما آماده شد. از همین دست است كتابهایی كه با عنوان مقدمه ای بر تعالیم، علوم، آیینها و دانش اسلامی، و یا عنوانهایی نظیر شرحی بر روحانیت شیعه، شور و وجد اخوت و شیء اسرار آمیز پرنده، یعنی «تصوف» نوشته شده است.

     برنارد لویس، كه شاید شرق شناس پیشرو دوران محسوب شود، پیرانه سر در هشتاد و شش سالگی، پرفروش ترین نویسنده؛ چهره شناس تلویزیونی، جنگ طلبی چالاك، و مشاور دشمن شناس معاون ریاست جمهوری ایالات متحده شده است. تلاش برای برپائی درسی در مورد قرآن در دانشگاه كارولینای شمالی منجر به جنجال در مورد جدایی دین و سیاست شد و خشم و غضب راست گرایان را برانگیخت. كتاب كوتاه و با اعتماد به نفس نوشته شده كارن آرمسترانگ، راهبه سابق انگلیسی كه شور و اشتیاق زیادی به تعلیم دادن دارد، به پرخواننده ترین راهنما در مورد «دین پیامبر» تبدیل شده است. حتی اوریانا فالاچی، بانون جنجالی رسانه های ایتالیا كه از زمان مصاحبه ساختگی و مضحكش با هنری كیسینجر از صحنه محو شده بود (این گفتگو در سال 1993 انجام شد و به چاپ رسید كه در پی شكایت كیسینجر از فالاچی معلوم شد بخشهایی كه به مصاحبه افزوده شده در اصل نظرات مصاحبه گر بوده اما با لحن و سبك مصاحبه شونده در متن گفتگو گنجانده شده است) بهانه ای برای بازگشت پیدا كرده و نعره زنان بر هرچه نشانی از مسلمانی داشته باشد از جمله بر افغانها و بوسنیاییها و كردها، و نیز بر هر كس درغرب كه درباره «فرهنگ مرتجعان ریشو و چادر و برقع برسرها»كمتر از ناسزا بر زبان آورد، حمله می‌كند.

     و این تازه شروع كار است. فردی اهل سان فرانسیسكو كه پیش از این تروتسكیست و بیتنیك (آنهایی كه به ایده ها و نگرشهای روشنفكران نسل بیت اعتقاد داشتند نویسندگان و روشنفكران نسل بیت از جمله جك كروآك و آلن كینگربرگ از جامعه آمریكا در دهه 1950 به شدت و عمیقاً ناراضی بودند) و مقاله نویس صفحات یادنامه (روزنامه ها و مجلات) بوده و در بوسنی به صوفیه گرویده بود، بعدها رئیس دفتر واشنگتن (مجله) فوروارد شد و مقاله ای متعصبانه و در حمله به افراطی گری سعودی به چاپ رساند و با این كار باعث اخراج خود از صدای امریكا شد. پسر یكی از اندیشمندان برجسته و فعال ضد شوروی در طول جنگ سرد، مجادله «غرب در برابر دیگران» را مطرح كرده و برای تجهیز و بسیج نیروها فریاد «مسلمانان حمله كرده اند» سر می‌دهد. یك تبعیدی جنوب آسیا، كه كتابهای خود را در ایالات متحده با نام مستعار به چاپ می‌رساند، آثار گروه عرب گرای گمنامی‌از مدرسه مطالعات شرقی لندن را معرفی می‌كند كه طرفدار ساختار شكنی متنی تام و كمال قرآن ، سنن پیامبر و «اسطوره مكه» است. یك كارمند پیشین دیوان عالی كه برای قاضی دیوید سوتر كار می‌كرده و اكنون استاد حقوق است نمونه ها و مثالهایی از دولتها و حكومتهای اسلامی‌را می‌كاود تا علامت و نشانه ای از استعداد و امكان (حكومتی) دموكراتیك درآنان بیابد. یك افسر سابق (سازمان) سیا با سی سال سابقه در خاورمیانه با شدت و حدت توصیه می‌كند كه قلب و ذهن «روشنفكران مسلمان» را كه طبقه ای درحال گسترش از متفكران آزاد اندیش و اهل مدارا و جهان وطن اند به دست آوریم.

      توماس سایمونز، آخرین سفیر دولت كلینتون در پاكستان، كه اكنون از حرفه دیپلماتیك خود بازنشسته شده و در مركز همكاری و امنیت بین المللی در دانشگاه استنفورد مشغول به كار است، «اسلام سیاسی» را درچشم انداز یك كلان. مرحله (macrophaso) فراگیر تاریخی،  یعنی «جهانی شدگی با هدایت فناوری اطلاعات» ، می‌بیند. وارطان گریگوریان، رئیس فعلی بنگاه كارنگی و مدیر سابق دانشگاه براون در پی یافتن «بهترین روش برای تسهیل گفتگوی چند جانبه بین روشنفكران، متخصصان ... روحانیون ... و عالمان الهیات غربی و مسلمان» (با استفاده از نرم افزار) پاور . پوینت چكیده ای در مورد اینكه «اسلام چیست» را برای هیئت امناء (بنگاه كارنگی) فراهم كرده مؤسسه بروكینگ را واهی دارد تا آن را چاپ كند، و بنیادهای راكفلر و مك آرور را تشویق می‌كند تا از برگزاری گردهماییهایی برای مطالعه و بررسی آن حمایت كنند. پل برمن تاریخ دان (جنبش سیاسی) نیولفت (چپ جدید كه در دهه 1960 شكل گرفت و خواهان دموكراسی مشاركتی برای حل مشكلات و مسائل ملی بود) كه نوشته هایش دیگری مشتری ندارد، اكنون توجه خود را به كندوكاو در فلسفه عمیق و پیچیده ای كه در پشت افراطی گری اسلامی‌وجود دارد معطوف كرده تا از این طریق دست به تدوین موضعی مخالف این افراطی گری بزند كه به لحاظ اندیشه ورزی و ستیزه جویی هماورد آن باشد. از سمتها و درجهتهایی بسیار متفاوت تیرهایی مختلف كه هریك قدرت و شدت خاص خود را دارد، با اثر بخشیهای متنوع و با مقاصد گوناگون رها شده است. آن چه باید از همه اینها فهمید چیست؟ به راستی راه مكه از كجاست؟

     نمونه های فوق دال بر این واقعیت است كه این تیرها اتفاقی و بی هدف رها نمی‌شود، بلكه این اتفاق در جایی می‌افتد كه پیش از این انبوهی از رزمندگان ایدئولوژیك در آن ازدحام كرده بودند. پنداره امریكایی در مورد اسلام (متشكل از) پنداره هایی متعدد، بی قاعده و سرشار از دلهره و نگرانی است و درست در زمانی شكل می‌گیرد كه این پنداره در مورد خود دستخوش تردید و محل مناقشه های بسیار است و به نظر می‌رسد كه در دوره ای از منازعه ها و ناسازگاریها به سر می‌برد. شكل بحثهایی كه در مورد «چیستی اسلام» می‌شود «اینكه اعتقاد واقعی آنها (مسلمان) به چیست؟ («احساس واقعی آنها چیست؟» ، «هدف واقعی آنها چیست؟» و «باید در مقابله با آنها چه كرد؟» به همان میزان كه مدیون جهان فكری به سرعت در حال تغییر، ناپایدار و درهم تنیده ای است كه سعی در بازنمایی اسلام دارد، برآمده از اختلافات داخلی، برداشتهای مختلف از منافع و مقصاد ملی» و آن چیزی است كه به باور، احساس و نیت (امریكاییها) شكل می‌دهد. تلاشی كه برای «درك اسلام» تعیین موقعیت، توصیف و ساده كردن آن به چكیده و خلاصه ای قابل فهم صورت می‌گیرد و در هنگامه هیجانات زمان و موقعیت كنونی گرفتار آمده است. اكنون این تلاش به واكنش و عكس العمل به هشداردهی و اطمینان بخشی، به توصیه و تهاجم مبدل شده است.

      از این رو بی اغراق باید گفت در حال حاضر حجم عظیمی‌از كتابهای خوب، بد ، معمولی و نیز كتابهای خاص كه به دست چاپ سپرده می‌شود، بازنمایی است از سوء استفاده از بازار نوظهور توده ای ، یا شاید به همین معنی انتشار كتابهایی از این دست بیشتر تلاشی است در جهت تغییر راهبردی در سبك فكری توده مردم، چاپ این حجم عظیم از كتاب (درباره اسلام) باز نمود شروع دورانی جدید، و به شكلی نوعاً بی سابقه از تجربه ملی درآمریكا است، ساخت تصویری ماندگار از پدیده ای غریب، مبهم و نگران كننده، تصویری از زندگی در زمانی واقعی، در فرهنگی همگانی، فرهنگی كه تا ژرفای این تجربه تصویرسازی شاهد ساخت، واقع شدن نظاره سازندگان ودنبال كردن پیشرفت آن تا عمق این تجربه تصویرسازی هستیم. از این منظر، یعنی شكل گیری ذهن جمعی در مورد چیزی موهوم و خیالی، آخرین چیزی كه اهمیت پیدا می‌كند قابل اطمینان بودن، آگاهی و اطلاع، با جایگاه علمی‌و تحقیقی نویسنده ای است كه با هیاهو درصدد جلب نظر و موافقت ما است (چنین ویژگیهایی در نزد این نویسندگان) بسیار متفاوت بوده و این ویژگیها كاری است كه در ورای داوری در مورد یك اثر قرار می‌گیرد. آنچه كه باید نخست ارزیابی و تعیین شود آن است كه بر طبق خواست این آموزگاران (مدعی فهم) واقعیتهای قطعی و مسلم ما باید به چه چیز فكر كنیم؟

    می‌توان این گروه از ذهنیتها را كه بیش از آنكه بر مبنای یافته ها شكل گرفته باشند فرض و گمان را پایه دانسته های خود می‌دانند، به چهار رویكرد اصلی تقسیم كرد كه اگر چه نه از هم متفاوت اند و نه مستقل از یكدیگر، اما در مجموع حیطه استدلال و برداشت هر یك ، آنان را از هم متفاوت و متمایز می‌سازد. نخستین این رویكردها، رویكرد «تمدنی» است كه «غرب» را به عنوان یك كلیت در مقابل «اسلام» به عنوان یك كلیت قرار می‌دهد و فرجام و عاقبت آنان را با یكدیگر مقایسه می‌كند. رویكرد دوم مجموعه تلاشهایی را در بر می‌گیرد كه بر سرآن است تا جریانهای گوناگون در شیوه اسلامی‌عمل و تفكر در دوران معاصر را از یكدیگر جدا سازد و آنان را در شبكه ای از تقابلهای ایدئولوژیك قرار دهد كه به لحاظ فرهنگی شناخته شده باشند. بدین ترتیب برحسب مقوله های شناخته شده در بیان سیاسی، اسلام (و اسلام گرایان) خوب از بد، حقیقی از كاذب، اصیل از به سرقت رفته، روادار از تروریست منفك شده اند. سومین رویكرد، جهتی مصالحه جویانه یا آشتی جویانه داشته و سعی دارد بین آموزه های اسلامی‌و سنتهای دیگر ادیان، تحت این عنوان كه راهها بسیار اما خداوند یگانه است همگرایی ایجاد كند و از این راه جهت مثبتی را در مسیر رشد آنان قرار دهد. و سرانجام رویكرد چهارم كه دربرگیرنده مطالعاتی است كه نه یك هویت كلان استمرار یافته در طول زمان بلكه مناطق، مردمان یا ملتها و تصور رایج آنها در مورد اسلام را محور مطالعه خود قرار می‌دهد، یعنی مجموعه هایی خاص كه از ابعاد مختلف، بسیار متفاوت از یكدیگرند، سنتهایی كه «خانواده مانند» بوده و ارتباط آنان با یكدیگر، با پیشروی همه جانبه نیروی عظیم و درگیر كننده مدرنیته هر روز دشوار تر از پیش می‌شود.

     به طور كلی داشتن برداشت «تمدنی» از همه چیز، ویژگی نگرشی است كه گاه به لحاظ توصیفی و گاه از جنبه ای جهت دارانه آن را «شرق شناسی» می‌نامند، یعنی سنت دانشگاهی در مطالعات خاورمیانه و خاور نزدیك (یا گاهی مطالعات سامی‌شناسی) كه از زمان رنان تاكنون بر پایه درون مایه نهفته تقابل میان «عالم مسیحیت» و «جهان اسلام» استوار بوده است. عالم مسیحیت اصطلاحی است كه از میانه های قرن گذشته، از زمانی كه ابتدا اسوالد اسپنگلر و سپس به گونه ای متفاوت آرنولد توینبی این سبك توصیف و ترسیم كلیت تمدنها و تطور آنان بر پایه «روحیات» خیالی و فرضی را نامربوط دانستند، از رونق افتاد. اما ظاهراً این اصطلاح به تازگی حیاتی دوباره یافته است. این امر به ویژه در بحثهای ژئوپولیتیك توسط نویسندگانی مانند ساموئل هانتیگتون، استاد علوم سیاسی هاروارد و برداشت وی از یك «برخورد تمدنی»، قریب الوقوع در طول «مرزهای خونین»منطقه بالكان آسیای میانه ، سودان، جنوب فیلیپین. كه جهان اسلام را از جهان مسیحی (یا شاید جهان پسامسیحی) جدا می‌سازد، رونق و رواجی دوباره یافته است. در این حیطه نیز برجسته ترین و درعین حال بحث برانگیزترین چهره باز هم برنارد لویس است. لویس پیش از جنگ جهانی دوم از مدرسه مطالعات شرقی وافریقایی دانشگاه لندن در رشته تاریخ اسلام فارغ التحصیل شد. در طول جنگ در اداره اطلاعات و جاسوسی بریتانیا خدمت كرد و درسال 1974 به پرینستون رفت. او نویسنده بیش از بیست كتاب و صدها مقاله در مورد خاور نزدیك و موضوعاتی است كه به اسلام مربوط می‌شود: شكل گیری جمهوری تركیه، نژاد رنگ، و بردگی دراسلام، تاریخ مردمان عرب زبان، زبان سیاسی اسلام، كشف اروپا توسط مسلمانان، یهودیان (ساكن در قلمرو) اسلام، و فرقه تروریستی كه به واسطه گمان به اعتیاد اعضاء اش به حشیش به «حشاشین» معروف شد. لویس دارای سبكی روان و حاكی از اعتماد به نفس است؛ سبكی كه به طور سطحی عالمانه، كنایه دار، تحقیر آمیز بوده و منتج به نتیجه گیریهای كلی می‌شد و وی به بركت خستگی ناپذیری اش در نگارش، سخنرانی، سفر، تبادل نظر، و نیز حمایت رسانه ای نقشی شبه رسمی‌و عمومی‌با عنوان مرجع همه آن چیزی كه به خاورمیانه مربوط می‌شود، برای خود دست و پا كرد.

        دو كتاب اخیر لویس با عنوان ایراد از كجا بود؟ و بحران اسلام برآمده از مقاله هایی است كه اكنون پیش گویانه به نظر می‌رسد و پیش از یازده سپتامبر در مجله های The New Yorker , The Atlantic Monthly منتشر شده بود. ظاهراً این نوشته ها در شناخت برداشتی كه در اذهان مسلمانان شكل گرفته و تفاوت گذاری بین ما و آنها جنگ جهانهای متفاوت، مؤمنان و كافران به صورت ملاك و معیاردر آمده است. (مجله) Time  مدعی شد كه برای افراد مبتدی (در مسائل اسلام و خاورمیانه) برنارد لویس یك مرجع است، برای US News World Report او «دانشمند زمان است» از نظر National Review «وقتی صحبت از مطالعات اسلامی‌است برنارد لویس پدر همه ما است».

       بحث و استدلال لویس كاملاً‌ساده است. مسلمانان در سرتاسر جهان گیج و غضب آلود، سوگوار از دست دادن برتری فرهنگی هستند كه زمانی از آن آنها بود، اما اكنون از دست رفته است. مسلمانان به یكسان از دست غرب، تاریخ، كافران و مدرنیته و نیز از خود كه اجازه داده اند اوضاع به منوال كنونی اش باشد، خشمگین اند. آنگاه كه اروپای مسیحی در مغاك روزگاران تاریكی (ابتدای قرون وسطی) فرو غلطیده بود، حتی شناختی كه از خود داشت به واسطه ترجمه های غربی از نوشته های یونانی حاصل آمده بود. جهان اسلام، دمشق، بغداد، غرناطه، استانبول ، فسطاط (در مصر) اصفهان، برای نزدیك به هزار سال نه تنها تمدن شاخص و برتر جهان بود بلكه جدای از تمدن محصور، درونگرا و دورافتاده چین، تنها تمدن موجود در جهان شناخته می‌شد.

        قرنها جهان اسلام در پیشانی تمدن و پیشرفت انسانی قرار داشت. تلقی خود مسلمانان آن بود كه مرزهای جهان اسلام همان مرزهای تمدنی است، و ورای این مرزها كسی نیست جز كافران و بربرها... سرزمینهای دور دست اروپایی برای مسلمانان همچون سرزمینهای دور دست افریقایی بود. تاریكی كفر و وحشی گری كه درآنجا نه چیزی برای آموختن وجود داشت و نه چیزی كه قابل وارد كردن باشد مگر برده و مواد خام. برای بربرهای شمال و جنوب تنها امید آن بود كه در قلمرو امپراتوری خلفا قرار بگیرند و بدین ترتیب از مزایای دین و تمدن برخوردار شوند.

        اما به واسطه رنسانس، دین پیرایی و انقلاب صنعتی: تجدید حیات آوزه های عربی وانحطاط فرهنگ عربی، فارسی، مغربی و عثمانی، خردپذیری تعالیم مسیحی و تحجر و سكون تعالیم اسلامی‌، افزایش شكاف اقتصادی و نظامی‌بین غرب كه به لحاظ فناوری پیشرفته و «علمی» و شرق كه سنتی، عقب افتاده و متكی به «صنایع دستی» بود... همه این پنداره ها به كلی دگرگون شد. گشایش مسیرهای دریایی به هند و جهان جدید در قرن شانزدهم، متوقف شدن نیروهای عثمانی در بیرون دروازه های وین، ورود ناپلئون به مصر در اواخر قرن هجدهم، همه از جمله مراحل زوال و واپس افتادگی شكوه و عظمت اسلامی‌بود، هبوط جهان پرشكوه اسلامی‌ابن سینا، ابن خلدون، صلاح الدین، سلیمان فاتح به «هزار توی كینه و نفرت، غضب و ترحم جویی،فقر و ظلم... كه در نهایت به استیلای بیگانه منتهی شد». و در پی آن حس افراطی كه حاكی از بیگانه ستیزی بود به وجود آمد.

     این قرائت الاكلنگی از تاریخ اسلام و مسیحیت كه اوج گیری یكی ، افول دیگری را در پی دارد. در كتاب ایراد از كجا بود؟ با لحنی خودمانی، آرام و متعادل، و تا حدودی تأسف انگیر بیان شده و در این بین جملات معترضه شیطنت آمیز و اظهار نظرهای بی طرفانه نیز گنجانده می‌شود، و قطعاً دای از اقبالی كه كتاب به لحاظ چاپ در زمان مناسب از آن برخوردار بود، این ویژگیها موجب استقبال خارق العاده از كتاب شد. بسیاری از نوشته های تاریخی از بیان روابط علت و معلول در تاریخ پرهیز دارند، از قرارگرفتن در قالب داستان سرایی اجتناب می‌كنند، سعی دارند تا روایتگر پست مدرن غیر خطی بودن تاریخ باشند، و شك گرایی، نسبیت باوری،مقطع نگری و غیرقطعی بودن را می‌پسندند، درچنین زمانی است كه ظهور كلان روایت كلاسیك، تنفس در فضای اقتداری آن نوع دانش پژوهی ای كه مورد قبول عامه باشد، مایه تسكین و آسایش است. و اینجاست كه دست كم یك نفر از وقوع چنین امری مطلع است.

           دركتاب بحران اسلام كه بعد از 11 سپتامبر نوشته شد (ایراد از كجا بود؟ درست پیش از این حادثه نوشته شده بود، پی نوشت كوتاهی كه به دنبال این رویداد به كتاب اضافه شد این حمله را در حكم آخرین مرحله در جنگی كه بیش از چهارده قرن ادامه یافته قلمداد كرد)، لویس به نحوی شگفت انگیز جایگاه سنجیده و فاضل مآبانه و ژرف نگر خود را رها می‌كند تا باشدت و حدت، و به شكلی كاملاً امروزی عباراتی تهییج كننده را به كاربرد تا غرب، و به ویژه ایالات متحده را ترغیب به واكنشی نظامی‌كند. مصدق، بعثی گری (ماجرای آبراه) سوئز، اخوان المسلمین ، وهابی گری، قتل عام (قیام اخوان المسلمین) درشهر حما (توسط دولت) سوریه، بمب گذاران انتحاری، (آیت الله) خمینی، طالبان، جبهه نجات اسلامی‌(الجزایر) صدام، اسامه بن لادن همه آنچه در كتب پیشین به كنایه و تلویحاً از آن نام برده شده بود در این كتاب به صراحت و روشنی بیان می‌شد، بدون آنكه تمایزی بین آنان در نظر گرفته شود، بدون آنكه هیچ خویشتن داری در بین باشد، مسلمانان از شكست و ناكامی‌خود غضب آلود و خشمگین اند (اكنون دیگر) جنگ مذهبی و ترور شیطانی » تهدیدی است نه تنها نسبت به جهان مسیحیت كه تهدیدی است دراینجا و اكنون نسبت به كل جهان.

         اگر (بنیاد گرایان مسلمان) بتوانند جهان اسلام را به پذیرش دیدگاهها و رهبری شان مجاب كنند، نبردی سخت و طولانی در پیش خواهد بود، نبردی كه امریكا تنها طرف آن نیست. اروپا اكنون موطن اجتماع بزرگ و رو به گسترش مسلمانان است و بسیاری از اروپاییها از هم اكنون وجود این اجتماع را تهدیدی علیه خود محسوب می‌كنند. دیر یا زود القاعده و گروههای وابسته به آن تهاجم خود را آغاز خواهند كرد و گروههای دیگر هم با دیگران همسایگان (جهان) اسلام. روسیه، چین، هند كه شاید نسبت به امریكا تمایل كمتری به استفاده از زور علیه مسلمانان و حرمت و منزلت آنها دارند. درخواهند افتاد و در پس آن آینده ای تاریك جهان را در بر خواهد گرفت.

         با وجود این ایده و انگاره اسلام به عنوان یك تمدن، یك جهان فكری مستقل خود سامان بخش، با مرزهای مشخص و جدا از دیگر تمدنها تنها به دیدگاه مسلمان / مسیحی، شرق / غرب محدود نمی‌شود. اگر تصور ما از اسلام، یك تمدن باشد،در عین حال می‌توان آن را نمونه مشخصی از یك فرایند كلی،نمونه ای خاص و مشخص از پیشرفت و رشدی دانست كه ویژگی تاریخ فراگیر انسانی است. یا می‌توان اسلام را در عین حال در متن درگیریهای رو به وخامت، مشقت بار و طولانی كه با دیگر «دین بزرگ» داشته بررسی كرد. دینی كه تكوین فرهنگی دیرپا و گسترده ای داشته نه غربی بوده و نه دارای كتاب مقدس،‌نه یكتا پرست و نه (دست كم تا این اواخر) دینی تبلیغی یا شاید در كم تكلف ترین و جسورانه ترین حالت، می‌توان اسلام را استمرار یك لحظه بدیع روشنگرانه ، یك پیام محرز نبوی، در طول قرنها دانست كه تحت فشارهای گوناگون زمانی و پیشامدی، بیان و توصیفی نو پیدا كرده اما ماهیت واقعی آن بدون تغییر و غیرقابل تغییر باقی مانده است.

        از توماس و سایمونز: (پدر) كه در بین سالهای 1996 تا 1998 سفیر ایالات متحده در پاكستان و پیش از آن از 1990 تا 1993 سفیر این كشور در لهستان و جانشین معاون وزیر امور خارجه (امریكا) در امور اتحاد شوروی، اروپای شرقی و یوگسلاوی بوده و حتی پیش تر از آن عضو شورای روابط خارجی مؤسسه هوور و دانشجوی دكترای هاروارد با تخصص تاریخ اروپا، به روشنی بر می‌آید كه از جمله افراد مستعد جاه طلبی و بلند پروازی باشد. وی در كتاب خود با عنوان اسلام در دنیایی كه جهانی می‌شود كه كتابی كوتاه كلی و نفس گیر است (در این كتاب بیش از آنكه جملات خبری باشد، مثال و نقل قول آورده شده است) اسلام را نه درحال حاضر بلكه در طی یك دوره یك هزار و سیصد ساله، در حكم «قوی ترین موتور، عامل و ابزار جهانی شدگی و ... آشكارترین صحنه منازعه (برای آن)» می‌داند.

       به گفته سایمونز از زمان سقوط كمونیسم، و اصطلاحات طبقه و سلطه كه با آن دوران سازگاری داشت، انگاره جهانی شدگی در حكم «مخرج مشترك تمام تحلیهایی كه در مورد امور جهان ارائه می‌شود» درآمده است. جهانی شدگی با تعریف كششی در بین انسانها برای دسترسی یافتن به ورای خانواده  و گروههای خویشاوندی كه ارائه كننده بهترین امنیت و نخستین تعریف از خود هستند، برای افزایش و تقویت پیوندها از طریق تعامل با دیگر انسانها، و برای بحث در مورد بایدها و نبایدهای انسانی، عامل ثابت در تاریخ بوده است. اینكه جهانی شدگی تا چه حد گسترش می‌یابد، با چه سرعتی حركت می‌كند و تا چه حد در ژرفای زمان و مكانی خاص نفوذ می‌كند. بسته به «وضعیت فناوری، سازمان اجتماعی و مفهوم سازی» دارد. جهانی شدگی چیزی به مانند دیالكتیك است. همیشه وجود دارد و برانگیزاننده و سوق دهنده آهنگ تغییر است.

     جای دادن پدیده مبهمی‌مانند «جامعه اسلامی» در چارچوبی تا بدین حد انعطاف پذیر كار مشكلی نیست. در «اولین هزاره» حیات این جامعه (از زمان وفات (حضرت) محمد درسال 632 میلادی تا محاصره وین درسال 1683 میلادی (توسط نیروهای عثمانی) (مسلمانان نیز به مانند مسیحیان، هندوها و چینیها، «اقتصاد كشاورزی داشتند و در این اقتصاد حاكمان شهرنشین، مازاد هزینه های جاری را عموماً به حسب آنچه دین مجاز می‌شمرد مصرف می‌كردند». توسعه بهت آور اجتماع كوچك مسلمانان كه پیامبر در شهرهای تجارتی مكه و مدینه بنیان گذاشت». مستولی شدن این اجتماع كوچك بر سوریه؛ مصر، افریقای شمالی، آناتولی، عراق وایران تنها در طول چند قرن، باعث ظهور جنبش نیرومند و فراگیری شد كه تعامل فرهنگی، سیاسی و اقتصادی را در پی آورد. بدان گونه كه جهان تا آن زمان هرگز شاهد آن نبود. امویان،عباسیان، آل بویه، سلجوقیان، تیموریان و عثمانیان (كه هر یك دوره های حیرت آوری را به خود اختصاص دادند) تحولات بسیاری را در چرخه تاریخ به وجود آوردند، و امروزه نیز بساری از آنچه آنان در جهانی شدگی از نیل تا جیحون آنچه هاجسون آن را «اسلامی‌شدگی» می‌خواند. ظهور و بروز آن را باعث شدند، همچنان پابرجا است.

     به طور كلی داشتن برداشت «تمدنی» از همه چیز، ویژگی نگرشی است كه گاه به لحاظ توصیفی و گاه از جنبه ای جهت دارانه آن را «شرق شناسی» می‌نامند. یعنی سنت دانشگاهی در مطالعات خاورمیانه و خاور نزدیك (یاگاهی مطالعات سامی‌شناسی) كه از زمان رنان تاكنون برپایه درون مایه نفهته تقابل میان «عالم مسیحیت» و «جهان اسلام» استوار بوده است.

      بعد از قرن هجدهم ظهور «جهانی شدگی با خون و آهن» و ماحصل آن امپریالیسم ، ناپلئون (استعمار) الجزایر، و بازی بزرگ (نخستین مداخله نظامی‌امپراتوری بریتانیا در افغانستان) منجر به خشن شدن رویدادها و در نتیجه «ساده سازی و خشن شدن تدریجی گفتمان اسلامی‌شد». با این همه در دهه 1970 كه «جهانی شدگی ای كه زغال سنگ، فولاد و نفت عامل و محرك آن بود جای خود را به نوعی دیگر از جهانی شدگی داد كه فناوری اطلاعات هدایت گر آن شد» ، جهان اسلام به گونه ای قطعی و خطرناك راه جدایی  و انفصال را در پیش گرفت. توزیع اقتدار دینی، تضعیف دولت ملی، شكست «مدرن گری تدافعی» ... كه به ارابه جانشین سازی وارداتی متصل بود» و به وجود آمدن حس خیانت از جانب نخبگان، همگی افراط گرایی جدیدی را پدیدار ساخت كه «نقطه حقیقی آغاز راهی شد پیچ در پیچ و تو در تو، كه حدود سی سال بعد به حملات مبهوت كننده به برج های تجارت جهانی و پنتاگون منتهی شد». خب شاید هم این گونه باشد، اماتحولات اخیر نشان داده است كه نیروی قدرتمند و محرك فولاد و نفت هنوز كاهش نیافته و كسی مطمئن نیست كه آغاز فاجعه از كجاست.

    در هر صورت از نظر گاهی دیگر، یعنی هند، كه بیشتر شرقی است، از موضعی كمتر توسعه گرا به گسترش طولانی و بی وقفه «اسلامی‌شدگی» می‌پردازد، پرداختن به این موضوع خود آشفتگی عظیم دیگری است از حكایتهای افسانه ای حكومتهای كوچك، و سنتهای جادویی كه فضای فرهگی آنان دیرزمانی است خودنمایی می‌كند. م. چ. اكبر مؤسس و سردبیر مسلمان روزنامه انگلیسی زبان Asian Age نماینده پیشین پارلمان هند (از حزب) كنگره ، مفسر خستگی ناپذیر هر امر و رویداد سیاسی، در كتاب سایه شمشیر كه از لحاظ تخیلی پربار و به لحاظ سبك پرتكلف و در نوشتار آشفته و ستیزه جویانه بوده اما بااین همه در بخشهایی لحن صریح و قاطع آن مشهود است. به توصیف این امر می‌پردازد كه «برآمدن اسلام» از منظر هند چگونه است.

      آنچه كه وی از این منظر توصیف می‌كند وحشتناك است (عكسی كه در كتاب او از چماق به دستان دستار بر سر، كه بعد از 11 سپتامبر در خیابانهای پیشاور ازدحام كرده اند،نشان می‌دهد كه دیدگاه او در مورد اسلام چیست همین طور است عناوینی كه وی برای فصلهای مختلف كتاب انتخاب كرده است «شادی و سرور از مرگ» ، «مرگ جهنمی» ، «تاریخ خشم» ) علاوه بر این كتاب او كتابی ترسناك است. چه آنجا كه به بحث در مورد كشمیر می‌پردازد، چه آنجا كه در مورد طالبان، ضیاء الحق یا رمزی یوسف، حدود صد صفحه نخست كتاب شرحی است بی مطالعه و سرسری، به شیوه ضمیمه روزهای تعطیل روزنامه ها كه به برآمدن اسلام و درگیری آن با مسیحیت می‌پردازد. درگیری كه همیشه خشونت بار ، از روی جهت و حاصل نافهمی‌است. اما در حدود صد صفحه پایانی كتاب كه وی از نظر گاه خود یعنی از جنوب آسیا به مسئله نگاه می‌كند (فصل) «جهاد در شرق، اسلام در هند» ) چیزی به ادبیات موضوع اضافه می‌كند، كه اگر چه سنجیده تر و حساب شده تر نیست اما حداقل صراحت بیشتری دارد و بی واسطه درك و حس شده است.

      تقسیم شبه قاره هند (پیشینه ای از خشم و ادبیاتی مبتنی بر كینه و انتقام منجر به پیدایش پاكستان شد ) بهت آورترین مرحله از جنگ بین دوش انداز زعفرانی (دوش انداز زعفرانی رنگ را راهبان هندو بر تن می‌كند و از این رو نمادی است برای این آیین) و هلال سبز (اسلام) بود، جهاد وضد، جهاد كه به لحاظ استمرار و خشونتی كه به همراه دارد با جنگ بین صلیب (مسیحیت) و هلال (اسلام) درغرب نظیر و همانند است، كشمیر، بنگلادش، ویرانی مسجد بابری، ظهور افراطی گری هندو، ظهور اسامه بن لادن، از یك جبهه به جبهه دیگر، در كابل و قندهار: «جهاد را هیچگاه پایانی نیست» . «شكست در جنگ مقدس تنها یك عقب نشینی است» ، «جهاد ادامه دارد». و اكنون رقابت هسته ای شده است.

     كوتاه سخن آنكه در دیدگاه اكبر، و نیز دردیدگاه لویس و سایمونز «تمدن اسلامی» را باید نه براساس ویژگیهای روحانی و معنوی آن، كه به هر نحو بر آن تأكید می‌شود بلكه باید درچشم انداز واكنش این تمدن نسبت به آنچه در پیرامونش قرار دارد، آنچه با آن مواجه است و آنچه با آن مقابله می‌كند، شناخت . از نظر آنها آنچه به این تمدن شكل داده مقابله آن با دیگری است. و نه آنچه درون این تمدن می‌گذرد. كارن آرمسترانگ نویسنده چندین كتاب رساله مانند و به شكل پیش درآمد درباره موضوعات دینی است. آیین بودایی، سفر پیدایش، عرفای قرون وسطی، دین یهود، بنیادگرایی، شعر مذهبی، «جنگ جنسی مسیحیت در غرب» و تجربیاتش به عنوان راهبه ای بلند پرواز و سپس پشیمان از تارك دنیایی وی این بار در تاب اسلام: تاریخ موجز موضوع دیگری را بر می‌گزیند و از منظری روشنگرانه شرحی زمانمند از تاریخ اسلام ارائه داده  وبدین ترتیب خط سیر دینی تثبیت شده و تغییر ناپذیر را در جهانی ناآرام دنبال می‌كند.

    گرفتاریها و رنج و محنتهای تاریخی اجتماعی مسلمانان، ترورهای سیاسی، جنگهای داخلی، تهاجمات و تجاوزات و ظهور و سقوط سلسله های حاكم، جدا از مبارزات و تلاشهایی كه در خود این دین صورت می‌پذیرفت نبوده بلكه جزئی از ماهیت دیدگاه اسلامی‌بوده است. یك مسلمان به مانند یك فرد مسیحی كه به نماد و مظهری می‌اندیشد، به تفكر در رویدادهای جاری زمان خود و نیز به تأمل در تاریخ گذشته می‌پردازد تا از طریق تخیلی خلاق... به كنه و هسته الهی رویدادها پی ببرد. از آنجایی كه یكی از ویژگیهای عمده اسلام مقدس شمردن تاریخ بوده، شرح تاریخ بیرونی مردمان مسلمان بسیار مهم و ضروری است.

    این نوع نگرش به موضوع دست كم دارای این مزیت است كه كم و بیش نحوه نگرش اكثریت قابل ملاحظه ای از مسلمانان مؤمن را منعكس می‌كند، علاوه بر این آرمسترانگ در نوشتن سبكی موعظه گرانه و قاطع دارد كه مخاطب را سریعاً به خود جذب می‌كند (كتاب آرمسترانگ مانند كتاب لویس در زمره پرفروش ترین كتابها در امریكاست) تأثیر نبوده دركی از مفاهیم مشخص و دقیق دینی و اگیزه های روشن معنوی و روحانی در بیشتر آثار ونوشته های مربوط به «درك اسلام» به مانند اجرای نمایش هملت است كه شاهزاده ای در آن نیست.

     اما با وود این، ارائه شرحی از «تاریخ بیرونی» اسلام از «نظرگاه دین» در برگیرنده پذیرش كم و بیش ظاهری شرح و توصیفی است كه قرآن از رویدادها و به خصوص از پیامبر و پیامبری به دست می‌دهد. تلقی از دوره های اسلامی‌درجهان، از تمامی‌سوء قصدها، جنگها، تهاجمات و سلسله های حامان در این دوره ها تحت عنوان ارائه شرحی زمانمند از لحظات گویا و «ابتدایی» اسلام. (حضرت محمد) درمدینه و مكه نزول قرآن جنگ بدر، بسیار مخاطره آمیز وخطرناك است: خطر عذر آوری و بروز نگرشی ساده لوحانه، خطر بیش از حد ساده كردن (تاریخ) به مانند داستان سرایی برای آموزش دینی كودكان تا به حدی كه در خور اعتبار و اعتماد نباشد، خطر وضوح و روشنی بیش از حد رویدادها بدان سان كه در تصور نگنجد، خطر غرق شدن در انگیزه های درونی به گونه ای كه آنچه ماحصل سختی ودشواری رویدادها است به روشنی دیده نشود، هم از این دست است اگر مسیحیت را صرفاً بسط داستان «به دنیا آمدن، مصلوب شدن و احیاء دوباره مسیح» آن گونه كه در انجیل آمده ببینیم.

     درواقع هر گونه تلاشی برای فهم اسلام برحسب شرایط فراگیر و كلی و با بیان «تمدنی» آنگونه كه لویس، سایمونز، اكبر ، آرمسترانگ و كسان دیگر قصد آن را دارند. مخاطره آمیز است گویی بخواهیم با تردستی توده ابری را به نهنگی قوی هیكل تبدیل كنیم یا با سر هم كردن كلمات به سبك جیمز جویس ذهنی به وجود آوریم كه رعب و هراس خودمان را در پی داشته باشد.

      فرو افتادن در پیچ و تاب واقعه، سیاست ، ایده و نظر ، سنت یا استدلالی خاص، حركت براساس موضوعات مناقضه برانگیز و نادیده گرفتن تفاوتهای ماهیتی به واقع موجب سردرگمی‌شده و هرگونه چشم اندازی را برای نظمی‌پایدار از بین می‌برد. با این همه شاید این شیوه مطمئن ترین راه برای درك «اسلام» باشد. واژه ای پرطنین كه در آن واحد موضوعات بسیاری را به ذهن متبادر می‌كند.

 

feet problems
شنبه 18 شهریور 1396 07:14 ب.ظ
continuously i used to read smaller posts that also clear their
motive, and that is also happening with this paragraph which I am reading at this time.
marshall1sexton2.page.tl
جمعه 29 اردیبهشت 1396 09:00 ب.ظ
It is the best time to make some plans for the future and it is time to be happy.
I have read this post and if I could I desire to suggest you
few interesting things or advice. Perhaps you can write next articles referring to this article.
I desire to read more things about it!
manicure
جمعه 8 اردیبهشت 1396 05:29 ب.ظ
I've been browsing online more than 2 hours today, yet I never
found any interesting article like yours. It's pretty worth enough for
me. In my view, if all webmasters and bloggers made good content as
you did, the internet will be a lot more useful than ever before.
BHW
جمعه 1 اردیبهشت 1396 10:29 ق.ظ
Hi, i think that i saw you visited my site so i got here to return the favor?.I am attempting
to in finding issues to improve my web site!I suppose its adequate to use some of your concepts!!
مهدی
دوشنبه 25 مرداد 1389 11:11 ق.ظ
مقاله بسیار جالبی بود و واقعا در بین تحقیقات مردم شناسی در ایران جای خالی گیرتس و انسان شناسی تفسیری احساس می شود.
اگر رفرانس هم می دادید خیلی بهتر می شد.
پاسخ پیام صبا : سلام
رفرانس را در متن قرار دادم. ممنون از تذکرتان
دوست
جمعه 22 مرداد 1389 12:41 ب.ظ
با سلام
انچه امروز از این فرهنگ داریم در جاهای مختلف گوناگون بروز کرده و مانند رودی که جریان پیدا کرده از هر فرهنگی چیزی در خود دارد وبسیاری از هنرها و فن هایی که در ایران پدید امده و رشد کرده وارد این جامعه شده که بسیاری از انها نه به نام ایران بلکه به نام این جامعه می شناسند و صحبت و بحث در این موارد در یک مقاله ویا از دید یک نویسنده نمی گنجد
و ایینهایی هم با فرهنگ اسلام به ایران و سایر جاها رفته بحث اینجاست که جامعه واقعا اسلامی واقعا امروز داریم یانه ؟!
پرسش این است ایا مبنای تعریفی که از جامعه اسلامی داریم آنچه وجود دارد هست یا انچه مکتب این دین می گوید ؟
زهرا
شنبه 16 مرداد 1389 03:10 ب.ظ
سلام
خسته نباشید.مقاله فوق العاده ای بود.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : پیام صبا

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان